أبو علي سينا
5
كنوز المعزمين ( فارسى )
باشى ، و بدان ستاره نگاه كنى ، و حظ او از خانه و شرف و و بال و هبوط و استقامت و رجعت و احتراق ، و بودن در جايگاه موافق در بروج و درجات ، و پيوستن بسعد و نحس و مانند اين از ضعف و قوّت بدانى « 1 » . و اگر ندانسته باشى عمل دوستى در ساعت نحس و عمل دشمنى در ساعت سعد كنى ، از اين است كه هر وقت عمل راست نيايد و طبعها بگردد . حكايت - معتمدى كه بر قول او اعتماد شايد حكايت كرد كه بولايت مصر بودم مرا هوس آن بودى كه هر وقت بناء اهرام « 2 » و ديگر بناها همچنين ديدمى « 3 » يك روز چنان اتّفاق افتاد كه طاقى ديدم بر آن صورتهاى
--> ( 1 ) - قوت و ضعف و حظ كوكب از شرف و هبوط و خانه و و بال و غيره اصلا از مصطلحات فنّ نجوم و احكام است كه در اختيارات و استخراج احكام طالع رعايت مىكنند . معزّمان و راقيان و علماى فنّ اعداد و طلسمات نيز براى نوشتن و خواندن و به كار بردن عزائم و رقيه و عوذه و نشره و احراز و ادعيه و اوراد و طلسمات ملاحظهء احوال كواكب را از قوت و ضعف و سعد و نحس و شرف و هبوط و غيره شرط لازم مىدانند . امّا خانه يا بيت كوكب در مقابل و بال گفته مىشود به اين قرار كه گويند شش برج بر توالى از اسد تا آخر جدى ولايت آفتاب است و شش برج بر خلاف توالى از آخر سرطان تا اوّل دلو ولايت يا كشور ماه است . و برج اسد خانهء اصلى آفتاب و برج سرطان خانهء اصلى ماه است . - پس بهر يك از خمسهء متحيّره دو برج دهند يكى در كشور آفتاب و يكى در كشور ماه و اين دو برج را خانههاى آن كوكب گويند - و برج مقابل خانه يعنى برج هفتم بعد از آن را و بال آن كوكب گويند . دربارهء خانههاى كواكب اين ابيات معروفست حمل و عقرب است با بهرام * قوس و حوت است مشترى را رام ثور و ميزان چه خانهء زهره است * مر زحل راست جدى و دلو مقام تير جوزا و خوشه مه سرطان * خانهء آفتاب شير مدام مثلا خانهء مريخ دو برج حمل و عقرب است و وبالش دو برج ثور و ميزان . - و ثور و ميزان خانهء زهره است و وبالش خانههاى مريخ . - و خانهء عطارد جوزا و سنبله است و وبالش قوس و حوت كه خانههاى مشترى است و بر اين قياس در ساير كواكب سيّاره . امّا شرف در مقابل هبوط از احوال كواكب سبعه بعلاوهء رأس و ذنب است به اين قرار : شرف شمس در 19 درجهء حمل است - قمر 3 ثور - زحل 21 ميزان - مشترى 15 سرطان - مريخ 28 جدى - زهره 28 حوت - عطارد 15 سنبله - رأس 3 جوزا - ذنب 3 قوس . و هبوط كواكب در درجهء مقابل شرف آنهاست يعنى در برج هفتم بعد از شرف به همان درجه . - مثلا هبوط شمس در 19 ميزان است - و هبوط قمر در 3 عقرب - و هبوط رأس در 3 قوس - و هبوط ذنب در 13 جوزا . - و بر اين قياس در ساير كواكب . پس معلوم شد كه شرف هر كوكبى هبوط كوكب ديگر باشد چنان كه خانهء هر كوكبى و بال كوكب ديگر است . امّا استقامت در مقابل رجعت و اقامت از احوال خمسهء متحيّره است كه در حركت خود گاهى مستقيم باشند يعنى بر توالى بروج از حمل بثور و از ثور بجوزا تا آخر حركت كنند و گاهى راجع يعنى حركت آنها بر خلاف توالى باشد و گاهى مقيم يعنى در يك نقطه ساكن نمايند . توضيحا توالى بروج از مغرب بمشرق است و بدين سبب حركت از مغرب بمشرق را حركت بر توالى و حركت از مشرق به مغرب را حركت بر خلاف توالى گويند . امّا احتراق كوكب عبارتست از مقارنهء يكى از كواكب خمسهء متحيّره با آفتاب ، و مقارنه چون در مورد نيّرين يعنى ماه و آفتاب باشد آن را اجتماع گويند . و مقارنهء يكى از كواكب سياره را با يكى از عقدتين رأس و ذنب ماه باصطلاح مجاسده خوانند . پس احتراق در حقيقت با مقارنه و اجتماع و مجاسده يكى است و اختلاف اصطلاح نظر باختلاف موارد است . امّا سعد و نحس : عقيدهء منجّمان اين است كه آفتاب و ماه و مشترى و زهره و رأس را سعد دانند - و زحل و مريخ ذنب را نحس شمارند - و عطارد را ذو جسدين گويند يعنى چون بكوكب نحس پيوندد داراى نحوست شود و با كوكب سعد اثر سعادت گيرد . و مشترى را سعد اكبر و زهره را سعد اصغر و زحل را نحس اكبر و مريخ را نحس اصغر گويند . در انظار كواكب نيز گويند نظر تربيع و مقابله نظر عداوت و نحس است . - و نظر تثليث و تسديس نظر مودّت و سعد است . - و نظر مقابله را در عداوت و نحوست اقوى از تربيع دانند - و تثليث را در مودّت و سعادت اقوى از تسديس شمارند . - و در نظر مقارنه گويند با كواكب سعد در سعادت و با كواكب نحس در نحوست بيفزايد . تربيع آنست كه ما بين دو كوكب 90 درجه يعنى ربع دور فاصله باشد . و در مقابله ما بين دو كوكب 180 درجه يعنى نصف دور فاصله است . و در تثليث 120 درجه يا ثلث دور و در تسديس 60 درجه يا سدس دور . و مقارنه آنست كه دو كوكب در يك نقطه مجتمع شده باشند . و امّا قوت و ضعف كواكب را تا 174 صنف شمردهاند نود قسم قوّت و هشتاد و چهار قسم ضعف كه شرحش طولانى است خواهندگان رجوع كند بكفاية التعليم و دليل المنجّمين و شرح بيست باب ملا مظفّر . ( 2 ) - هرمين : خ . در اصل ( اهرمن ) نوشته است . ( 3 ) - همين ديدم : خ .